
دانلود اهنگ دو باره پر بزن علی زاهدی http://s4.picofile.com/file/8165069042/ali_zahedi_Dobare_Par_Bezan_www_khalijmusic_info.mp3.html...
ادامه مطلب
▰ مجری: امروز میخوام یه معما بپرسم ببینم کدومتون از همه باهوش تره ▱ پسرعمه: ای بابا الآن میفهمه من از همه باهوش ترم ریا میشه! ▰ مجری: فامیل دور چرا سرت رو انقدر تکون میدی!؟ • فامیل دور: آقای مجری خیلی وقته از مغزم استفاده نکردم دارم گرم میکنم یه وقت رگ به رگ نشه! ▰ مجری: اون چیه که تو غذا می ریزن، اشک آدم رو هم درمیاره! • فامیل دور: گوشت! ▰ مجری: تا حالا دیدی گوشت اشک کسی رو دربیاره!؟ • فامیل: این مقاومت ماست که رفته بالا ... وگرنه با این پولی که بابت گوشت میدیم، باید خون گری...
ادامه مطلب
سه داستان کوتاه زیبا روزى روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت ، این یعنی ایمان... ○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○ كودك يك ساله اى را تصور كنيد زمانيكه شما اورابه هوا پرت ميكنيد او ميخندد زيرا ميداند اورا خواهيد گرفت اين يعنى اعتماد... ○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○ هر شب ما به رختخواب ميرويم ما هيچ اطمينانى نداريم كه فردا صبح زنده برميخيزيم با اين حال هر شب ساعت را براى فرداكوك ميكنيم اين يعنى اميد...ufeff...
ادامه مطلب
استاد فيزيك به شاگردش گفت بيا پاي تخته , آمد : بهش گفت . شما توي قطاري و قطار باسرعت 80كيلو متردرحال حركته داخل كوپه خيلي گرمه تو چيكار ميكني؟ شاگرد گفت : پنجره را بازميكنم . استاد گفت خوب حالا با بازكردن پنجره برام حساب كن چه مقدار از سرعت قطار كم ميشه. نسبت فشارهواي داخل كوپه با هواي خارج قطار را هم حساب ميكني فردامياري . شاگرده گفت عجب غلطي كرديم, نفربعدي را صداكرد اين شاگردكه دوبار براي اين درس رد شده بود اومد. استادگفت تو توي قطاري هستي باسرعت 75كيلو متر درساعت حركت ميكنه داخل كوپه خيلي...
ادامه مطلب
پیامک زد شبی لیلی به مجنون که هر وقت آمدی ازخانه بیرون بیاور مدرک تحصیلی ات را گواهی نامه پی اچ دی ات را پدر باید ببیند دکترایت زمانه بد شده جانم فدایت دعا کن مدرکت جعلی نباشد ز دانشگاه هاوایی نباشد چو مجنون این پیامک خواند وارفت به سوی دشت وصحرا کله پا رفت پیامک زد ز آنجا سوی لیلی که می خواهم تو را قد تریلی دلم در دام عشقت بیقراراست ولیکن مدرکم بی اعتباراست شده از آکسفورد این دکترا فاکس مقصر بوده در این ماجرا فاکس چه سنگین است بار این جدایی امان از دست این مدرک ...
ادامه مطلب
سلام ue303 داستانى زيبا و اموزنده ue22f روزى بزرگى با يكى از شاگردانش در حال عبور از باغى بودند كه چشمشان به يك جفت كفش كهنه در كنار جوى اب افتاد شاگرد به استادش گفت گمان ميكنم اين كفشها متعلق به كارگرى است كه در اين باغ مشغول كار است بيا با پنهان كردن كفشها عكس العمل كارگر را ببينيم و بعد كفشها را پس بدهيم و كمى مسرور و شاد شويم استاد بزرگوار گفت چرا براى غافل گيرى او و خنده خود او را ناراحت كنى بيا كارى كه من ميگويم انجام بده هم غافل گير ميشود هم تو عكس العمل اين كار را با سرور بيشتر...
ادامه مطلب